close
چت روم
ورود اقایان ممنوع و ترشیده های نسل سوم
loading...

وبلاگ دختر ترشیده

دیدن این فیلم را توصیه می کنم، هرچند فیلمنامه نویسش مرد است و بالطبع و به تبع، جنس شوخی هایش با یک دختر ترشیده، به شدت مردانه. در این فیلم، ویشکا آسایش در نقش مدیر یک دبیرستان، با داشتن ابروهای پهن و سبیل و یک عینک بدترکیب، قرار است دختر ترشیده ای به نظر برسد که حتی رضا عطاران…

ورود اقایان ممنوع و ترشیده های نسل سوم

دیدن این فیلم را توصیه می کنم، هرچند فیلمنامه نویسش مرد است و بالطبع و به تبع، جنس شوخی هایش با یک دختر ترشیده، به شدت مردانه. در این فیلم، ویشکا آسایش در نقش مدیر یک دبیرستان، با داشتن ابروهای پهن و سبیل و یک عینک بدترکیب، قرار است دختر ترشیده ای به نظر برسد که حتی رضا عطاران آشفته حال هم حاضر نیست با او ازدواج کند. اما در نهایت با انجام یک سری تغییرات ظاهری، یک شوهر تحصیلکرده به خوش تیپی جرج کلونی نصیبش می شود که البته یک بار ازدواج کرده و دختر نوجوانی هم دارد.

شاید ویشکا آسایش در این فیلم، به نوعی نماینده دختران نسلی باشد که زیباییشان زیر ابروهای پاچه بزی و کرک صورت و  لباس های بدرنگ و مقنعه های چانه دار، پنهان بود. هرگز با پسری قرار نگذاشتند و نجابت برایشان، دور از دسترس نگه داشتن خود تعریف شده بود، نسل دختران معتقد به ناز و نیاز که  حاضر بودند در غم فراق بسوزند و شاهد ازدواج مرد مورد علاقه شان باشند اما کسی از احساس درونیشان خبردار نشود. البته خیلی از این دخترها هم به مراد دلشان رسیدند چون پسرهای هم نسلشان هم عشق و نجابت را همان جوری تعبیر می کردند که آنها.

اما هرکس از قافله جا ماند، به فاصله چند سال، با نسل عجیب و غریب دیگری روبه رو شد که نگاهش به همه چیز فرق داشت. نمی شد گفت بهتر بود یا بدتر، فقط فرق داشت. دخترها و پسرهای آن نسل هم با همدیگر خوشبخت می شدند، چون تعاریفشان از عشق و نجابت مثل هم بود.

این وسط فقط همین جامانده ها مشکل داشتند. آنها دیگر «نجیب» نامیده نمی شدند بلکه بیشتر«اسگل» بودند. دیگر «الهه ناز»به نظر نمی رسیدند، « از دماغ فیل افتاده» به حساب می آمدند. آنها واقعا «عقب افتاده» بودند، از قافله! و تنها در صورتی شانس ازدواج داشتند که مثل دختر ترشیده فیلم، نشانه های نسلی را که متعلق به آن بودند از خودشان پاک می کردند: سبیل و عینک در ظاهر و طرزفکر و رفتار در باطن.

به نظرم هیچ کس دردهای این نسل را مثل خودشان نفهمید، نسلی که بیشتر از نسل های دیگر برای خودش ارزش و مبانی ایدئولوژی تعریف کرده بود و بیشتر از هر نسل دیگری مجبور شد به ایدئولوژی و ارزش های خود شک یا حتی پشت کند. دخترها و پسرهایی که با یک سری باورهای عمیق و خاص بزرگ شدند ولی با این باورها به جایی که خیال می کردند می رسند، نرسیدند. چیزهایی یاد گرفتند که به کارشان نیامد و حتی گاهی در تعارض با واقعیت های زندگیشان قرار گرفت. هیچ نسلی مثل این نسل، قرار گرفتن بر سر دوراهی های وحشتناک را تجربه نکرد و در گرداب های تردید میان باورهای درست و غلط دست و پا نزد، آن قدر که نه توانست از آرامش و صفای متعلق به نسل خودش بهره مند شود و نه توانست مثل نسل های بعدی از لذت و هیجان زندگی استفاده کند.

اگر من فیلمنامه «ورود آقایان ممنوع» را می نوشتم،  دست کم یک جرج کلونی هرگز ازدواج نکرده را به عنوان جایزه برای خانم مدیر در نظر می گرفتم تا نماینده نسل سوخته، همتایی از جنس دردهای خود و پاداشی متناسب با رنج های خود را در کنار داشته باشد.

دختر ترشیده بازدید : 563 چهارشنبه 28 دي 1390 زمان : 14:57 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    نظرتون راجع به دختر ترشیده؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 112
  • کل نظرات : 9
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 47
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 1
  • بازدید امروز : 24
  • باردید دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 25
  • بازدید ماه : 47
  • بازدید سال : 118
  • بازدید کلی : 53,789