close
چت روم
دختر ترشیده وراننده کاخ شاه
loading...

وبلاگ دختر ترشیده

درآن فضای نوستالوژیک به هر جا دلمان خواست سرک کشیدیم، حتی کاخ احمدشاه که آن بالای بالا بود و با قرار دادن یک تنه درخت روی پله هایش، خواسته بودند بگویند ورود ممنوع!کاخ سبز آدم را جوّ زده می کرد، به طوری که روح سرگردان صاحبخانه را بیخ گوشت حس می کردی. شاهانه بود، تشابه طرح آیینه…

دختر ترشیده وراننده کاخ شاه


درآن فضای نوستالوژیک به هر جا دلمان خواست سرک کشیدیم، حتی کاخ احمدشاه که آن بالای بالا بود و با قرار دادن یک تنه درخت روی پله هایش، خواسته بودند بگویند ورود ممنوع!

کاخ سبز آدم را جوّ زده می کرد، به طوری که روح سرگردان صاحبخانه را بیخ گوشت حس می کردی. شاهانه بود، تشابه طرح آیینه کاری سقف با نقش فرش. کلید و پریزهای طلا. تناسب فوق العاده و آرامش بخش رنگ ها. اتاق کاری که تمام وسایلش خاتم بود. پرده های باشکوه مخمل فرانسوی و پرده ای از نقره و ابریشم که چشم را خیره می کرد...
پدر تا آخرین روز روی زمین می خوابید و تختی که دراتاق خوابش بود بعدها توسط پسر به دکوراسیون افزوده شده است. هر تغییری که توسط محمدرضا در کاخ داده شده به شکل تابلویی از سیستم زندگی آمریکایی الگو می گیرد اما سلیقه رضا شاه، اصالت و جلال خیره کننده و خاصی دارد که آدم را به یاد تاریخ انگلستان می اندازد.

درجاده سرسبز و باصفای بیرون کاخ، یک ماشین قدیمی سیاه رنگ می بینیم که راننده اش می گوید:" کرایه اش شش هزار تومان است اما برای شما می شود دوهزار تومان!" دوستم علاقه ای نشان نمی دهد و من هم مجبور می شوم راه را با او پیاده گز کنم. 
کمی پایین تر، یک ماشین کروکی قدیمی قرمز رنگ پیش پایمان ترمز می کند:"خانم، همه جا را دنبالتان گشتم تا پیدایتان کنم. دیدم که دوست داشتید سوار ماشین بشوید. می خواهید اقلا یک عکس با این ماشین بگیرید؟" با خوشحالی قبول می کنم و عقب ماشین سوار می شوم. دوستم لنز دوربین را به سمتمان می گیرد:" آنی، راننده هم درعکس می افتد."
-" اشکالی ندارد، مثلا من فرح پهلوی ام و این هم راننده شخصی ام!"
-" آقا، شما هم توی عکس هستید، اشکالی ندارد؟"
سرش را عقب تر می آورد:" من که از خدایم است!"
می پرسد آیا همیشه به اینجا می آییم و در چه رشته ای درس می خوانیم و این حرف ها. در نهایت ما را به در خروجی می رساند و می گوید بد نیست شماره اش را داشته باشیم تا هروقت به سعدآباد آمدیم ما را در محوطه بگرداند*.

بیرون که می زنیم، دوستم می گوید:" دیدی همه دونفری آمده بودند؟ خاک بر سر ما!"
می گویم:" بله، دیدم، فقط دو پسر تنها آنجا بودند، راننده های کاخ شاه!! ما که مخ جفتشان را زدیم، از دو تا دختر ترشیده انتظار بیشتری داری؟!"

توضیح*: من شماره را نگرفتم!

با تشکر از علی عزیز

دختر ترشیده بازدید : 142 دوشنبه 8 اسفند 1390 زمان : 18:0 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    نظرتون راجع به دختر ترشیده؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 112
  • کل نظرات : 9
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 47
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 7
  • باردید دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 19
  • بازدید ماه : 46
  • بازدید سال : 305
  • بازدید کلی : 54,097