close
چت روم
سنگ بزرگ
loading...

وبلاگ دختر ترشیده

  مادرم تعریف می کرد که وقتی به خواستگاری پدرم بله گفته، پسرعمویش پیغام داده که:"من فکرمی کردم تو می خواهی سنگ بزرگ برداری وگرنه خودم از تو خواستگاری می کردم!"( البته خانواده پدرم اصیل بودند و خودش هم شغل خوب و باکلاسی داشت اما آن وقت ها خانواده مادرم اینها خیلی پولدار…

سنگ بزرگ


 
مادرم تعریف می کرد که وقتی به خواستگاری پدرم بله گفته، پسرعمویش پیغام داده که:"من فکرمی کردم تو می خواهی سنگ بزرگ برداری وگرنه خودم از تو خواستگاری می کردم!"( البته خانواده پدرم اصیل بودند و خودش هم شغل خوب و باکلاسی داشت اما آن وقت ها خانواده مادرم اینها خیلی پولدار بودند.)

ضمن این که به شباهت خودم و دوران مجردی مادرم فکرمی کنم، ازخودم می پرسم:یعنی آن پسرعموی کند ذهن نمی دانسته که "سنگ بزرگ" علامت نزدن است؟

دختر ترشیده بازدید : 163 چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 زمان : 21:49 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    نظرتون راجع به دختر ترشیده؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 112
  • کل نظرات : 9
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 47
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 2
  • بازدید امروز : 6
  • باردید دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 7
  • بازدید ماه : 31
  • بازدید سال : 46
  • بازدید کلی : 53,717